سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت امام موسی کاظم علیه‌السلام

شاعر : امیر قندهاری
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
قالب شعر : غزل مثنوی

امشب به شوق جان جـانان می‌نویسم            یعـنی به جای درد، درمـان می‌نویسم

یابن الشموس الطالعه، شمس الضحایی            خورشید را نزد تو حـیران می‌نویسم


‏نامـت که می‌آیـد وسـط من در ادامـه            بر دفـتـرم پـسوند "سلطان" می‌نویسم

شرط و شـروط بـنـدگـی باشد ولایت            با مهـر تو خود را مسلمان می‌نویسم

‏تا حـق مـطـلـب را به جا آورده باشم            مـدح تـو را از روی قـرآن می‌نویسم

بعد از "یرید الله" تـطهـیر و طهارت            “لاتـنـفـذون الا بـسـلـطـان” می‌نویسم

‏شـاه جـهـانـی و هـمـیـشـه اشـتـبـاهی            اسـم تـو را شـاه خـراسـان می‌نـویسم

هر دفـعـه بی‌نـوبت جـوابم را گـرفتم            حاجات مشکل را چه آسان می‌نویسم

‏یک عـمـر پـای سفـرۀ تو قـد کشیدیم            اصـلا تو را رزاق ایـران می‌نـویـسم

اذن شهادت بر "هریری" را تو دادی            پس بی‌ریـا مـثـل شـهـیـدان می‌نویسم

‏در صحن‌کهنه، جان نو می‌گیرد این دل            حـقـا شـمـا را جـان جـانـان می‌نویسم

با اینـکـه می‌دانم می‌آیـی وقت مرگـم            اما دوبـاره دیـده گـریـان می‌نـویـسـم:

‏آقا! به جـان مـادرت چـشـم انـتـظارم            وصل تو را شیرین‌تر از جان می‌نویسم

مـن آمـدم تـا کــاظـمـیـنـم را بـگـیـرم            پس "کاظمین" بعد "خراسان" می‌نویسم

‏تا اینـکـه قـلـبت را تـسـلا داده بـاشـم            با گـریـه‌ام از کـنـج زنـدان می‌نویسم

از نالـه‌های غـربت "خلصنی یارب"            از شعـله‌های قـلب سـوزان می‌نویسم

‏از دوری معصومه‌اش دیگر چه گویم            از درد بی‌درمـان هـجـران می‌نویسم

از سوز دل، از ساق پا، از تیغ دشنام            از ضـرب شـلاق نگـهـبـان می‌نویسم

صد شکر جای یک کفن چندین کفن بود            پس چند بیت از شاه عطشان می‌نویسم

پس می‌نـویسم هرچه را گـفـتن ندارد            یوسف به خاک افتاده؛ پیـراهن ندارد

تا بـسـتـه راه چـاره‌اش را دیـد زینب            تا مصحف صدپـاره اش را دید زینب

گفتا به آن صد پاره تن پس پیکرت کو؟            انگـشـتـرت کو؟ یادگـار مـادرت کو؟

تنها نه امـیدی به زنده مانـدنت نیست            جایی برای بوسه حتی در تنت نیست

حالا که خولی قبل ازین، برده سرت را            گـفتم ببـوسـم پـاره‌های حـنـجـرت را

(بوسیدم آنجـایی که پیـغـمبر نبوسید)            حـتی بـتـول و سـاقی کـوثـر نبـوسـید

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت معتبر حذف شد، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.


‏بوده سه شب جسمش کنار جسر بغداد            بر روی جسمش لاله باران می‌نویسم



بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما  پیشنهاد می‌کنیم به منظور حفظ بیشتر حرمت و شأن اهل بیت که مهمترین وظیفه هر مداح است؛ بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید



صد شکر جای یک کفن چندین کفن بود            پس چند بیت از شاه عریان می‌نویسم